تبليغاتX
ارتباطات

ارتباطات

وب نوشتی در مورد ارتباطات و روابط عمومی

استراتژی سازمانی

   زير بناي نيروهاي تكنولوژيكي ،رقابتي و سياسي، عوامل فرهنگي و اجتماعي است. فرهنگ هر جامعه بستر گسترده اي براي تحولات جامعه است. تحولات فرهنگي روند هاي نوين اجتماعي را بوجود مي‌آورد كه اين به نوبه خود انتظارات متفاوتي را در مردم جامعه ايجاد مي كند. هر چند كه انتظارات مردم هر جامعه اساسا بر پايه ارزشهاي پايدار فرهنگي آن جامعه شكل مي گيرد. اما در محيط پوياي امروز بسياري از اين تغييرات بر اثر برخورد فرهنگ ها ،مراوده ها و مبادله هاي اطلاعاتي ، فني، اقتصادي ميان جوامع گوناگون ايجاد مي شود.

آهنگ تغيير و گستره تكنولوژي اطلاعات، در زمان حاضر چنين مبادله هايي را به شكل بدون پيشينه اي ساده و فراگير كرده است كه نتيجه آن، پويايي فزاينده سازمان ها شده است.
از ديدگاه مديريت ،بعد فرهنگي بر ويژگيها و ارزشهاي مشترك افراد جامعه به شكلي كه آنها را از ديگر جوامع متمايز كند مربوط مي شود.
ارزشها ،باورهاي اساسي است كه ناظر بر اهداف و شرايطي است كه از ديدگاه فردي و اجتماعي بسيار مهم به شمار مي آيند.
مديريت از لحاظ كاربرد الگوها و به طور كلي اداره امور سيستم هاي اجتماعي به شكل گسترده اي با ارزش هاي كاركردي ارتباط دارد.
امروزه بيشتر سازمان‌ها دريافته‌اند كه افزايش چشمگير كارآمدي آنها در گرو وجود يك ارتباط انديشمندانه ميان ارزش‌هاي فرهنگي و باورها از يك سو و استراتژي‌ها و محيط كسب و كار از سوي ديگر است كه لازمه چنين ارتباط و سازگاريي، شكل‌دهي به آن نوع فرهنگي است كه سازمان را براي رويارويي و پاسخگويي به محيط مرتبط آماده مي سازد.
البته بايستي توجه داشت كه از برخورد نيازهاي محيطي و استراتژي سازمان، چهار نوع فرهنگ سازماني ايجاد مي‌شود:
1. فرهنگ سازگاري: تأكيد استراتژيك سازمان بر محيط بروني است كه بر اين اصل سازمان در جهت نيازهاي ارباب رجوع حركت مي‌كند.
2. فرهنگ رسالتي: تأكيد بر ديد مشترك در مورد اهداف سازمان و دستيابي به اهداف آرماني دور دست است.
3. فرهنگ مشاركتي: دخالت و شركت كاركنان در كارها است.سازمان، آفريننده حس مسئوليت و تعلق در افراد است كه در راستاي آن ميزان تعهد به فعاليتهاي سازمان به نحو فزاينده‌اي بيشتر مي‌شود.
4. فرهنگ تداوم: از روندهاي منظم و پيش‌بيني شده در اداره كسب و كار پشتيباني مي‌كند. اين فرهنگ، تجلي باوري است كه تنها راه دستيابي به اهداف از پيش تعيين‌شده سازمان، تثبيت وضع موجود و تقويت روشهاي آزموده شده است.
اما از سوي ديگر اخلاق كسب و كار نه تنها تأثير اساسي بر پيروزي اقتصادي هر سازمان دارد بلكه در درازمدت تعيين‌كننده تصوير و نوع پذيرش جامعه نسبت به آن سازمان خواهد بود كه اين امر رابطه مستقيمي با سيستم ارزش‌ها و باورهاي هر سازمان دارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:34  توسط لیلا سهرابی  | 

نقش رسانه ها در ترویج فرهنگ

امروزه رسانه ها در دنيا ، فكر ، فرهنگ ، رفتار و درحقيقت هويت فرهنگي انسان ها را القا كرده و تاثير قابل ملاحظه‌اي بر فرهنگ عمومي جوامع بر جاي مي‌گذارند. رسانه ها مي‌توانند در تغيير الگو و سبك زندگي انسانها موثر باشند و همچنين در ارتقاي فرهنگ و معنويت در ميان انسان ها نقش داشته و آنها را خوشبخت تر كنند .به عبارت ديگر رسانه ها بيش از همه بر افكـار عمومي ، تغيير نگرش ها ، باورها ، سنت ها و ايده ها اثر مي گذارند كه با استفاده از رسانه هاي جمعي مي توان عادات و نگرش هاي بعضا اشتباه ونادرست را در درون جامعه از ميان برد و يا اثرات آن را كمرنگ كرد و اين به خاطر اينست كه توده مردم پيرو رسانه هاي جمعي هستند و تاثير اين رسانه ها بر افراد مشهود مي باشد .

امروزه رسانه ها نيروهاي محرك در روند توسعه يك جامعه هستند كه مي توانند زير ساخت هاي فكري- فرهنگي مناسب از قبيل ايجاد كارگروهي‌،فرهنگ تفكر ، فرهنگ كار آفريني ، آينده نگري فرهنگ صادرات ، فرهنگ نظم و حسابگري و غيره را در جوامع رواج دهند .
بسياري از دانشمندان بر اين باورند كه نيل به توسعه و خلق جوامع مدرن و كارآمد، بدون استفاده از رسانه هاي همگاني غير ممكن خواهد بود چرا كه توسعه فرايندي است جامع و پويا كه با گذر زمان ، جهت‌گيري ها و استراتژي هاي آن دستخوش تحول گرديده و بايد دائما با تغييرات جامعه و نياز هاي آن هماهنگ شود.
در برخي جوامع بصورت آگاهانه از رسانه ها سود مي جويند و روز به روز بر بهبود وضعيت فرهنگي و توسعه جامعه خود مي افزايند و در برخي ديگر نا آگاهانه از رسانه هاي جمعي استفاده مي شود كه در اين سيستم ها تاثير رسانه ها بر جامعه ممكن است منشا ايجاد فرهنگ نامناسب ازقبيل كار فردي به جاي كار گروهي ، واردات به جاي صادرات و ورود نامناسب فرهنگ و هنجار هاي بيگانه و غيره شود كه اين عوامل سبب ضعف و عقب ماندگي جوامع مي گردد.
در عرصه عمومي اين رسـانه ها هستند كه مي توانند افكار ، عقايد ، نـگرش و نيازهاي اجتماعي را دسته بندي و تنظيم كنند و آنها را به سطوح بالاي جامعه انتقال دهند تا در نهايت بتوان اين مطالبات را در جهت هماهنگ با زير ساخت هاي فكري – فرهنگي و توسعه ي جامعه برطرف كرد . در واقع رسانه ها ابزار اصلي انتقال اطلاعات و ايده ها در سطح جوامع هستند كه مي توانند هرروز با خلق ايده و تفكري جديد و ترويج آن به روند توسعه جامعه كمك كنند .
در عصر كنوني رسانه ها به علت فوق تخصصي شدن اين توان را يافته‌اند كه از حالت واسطه بودن خارج و خود به عنوان منشا تاثيرات بر افكار عمومي و فرهنگ جوامع ظاهر شوند بدين ترتيب مي توانند نقش عامل تسريع كننده را در روند توسعه بر عهده بگيرند و عملا در ترويج زير ساختهاي فكري – فرهنگي جامعه نقش بسيار مهمي داشته باشند چنانچه مثلا در زمينه رشد فرهنگي ، نقش رسانه ها پيوند زدن نوآوري ها به درخت كهنسال و بارور سنت هاست .
   در مجموع اگر رسانه‌هاي همگاني زيرساختهاي فكري – فرهنگي مناسب را در كشور خود تبليغ و ترويج نكنند به طور حتم فرهنگ ، افكار و عقايد بيگانگان جايگزين آنها خواهد شد لذا ضروري است تا رسانه هاي همگاني، فرهنگ خودي را به خوبي شناسايي و عناصري را كه از غناي فرهنگي لازم برخوردار هستند و باعث پيشرفت درروند توسعه مي شوند را ترويـج و تبليـغ كنند تا نقش بسزاي ارتباطات و رسانه بعنوان بازيگر اصلي عصر كنوني در تغيير عادات، نگرش ها و توسعه كشورها به خوبي نمايان شود .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:32  توسط لیلا سهرابی  |